تبادل اطلاعات در شرکت گولد کوئست |
لطفاً اگر عاشق گلدكوئست نيستيد آنرا رها كنيد چون به دردتان نمي خورد !
شايد از جمله فوق، بعضي از دوستان تعجب كرده باشند ولي دليل آنرا توضيح خواهم داد.
دوست دارم با زدن يك مثال مطلب فوق را بيشتر توضيح بدهم.
فرض كنيد در خيابانهاي تهران مشغول رانندگي هستيد و يكباره تصميم مي گيريد برويد به شهر زيباي چالوس .
فرضيه اول : فرض كنيم شما عاشق چالوس نيستيد و از ديدن دريا و جاده چالوس هم خوشتان نمي آيد .
1- فكر مي كنيد در بين راه چه اتفاقي مي افته ؟
2- سر پيچ ها شما در چه فكري هستيد؟
3- اگر در بين راه مه بياد چه حالي داريد؟
4- اگر هوا باراني بشه چي ؟
شما زود عصباني مي شويد و با خود مي گوييد :
- اِي بابا ! عجب اشتباهي كردم آمدم. پدر دستام دراومد از بس فرمون ماشين رو چرخوندم.
- اگر به چالوس برسم مثلاً مي خواد چه اتفاق مهمي بي افته ؟
- واي خداي من ! اين مه لعنتي از كجا پيداش شد؟
- اِي بابا ! خوبه ديگه ! همين بارون رو كم داشتيم .گل بود و به سبزه هم آراسته شد !
- چرا اين راه لعنتي، تمومي نداره پس كِي تمام ميشه.
شما صد در صد در بين راه تصميم تون عوض ميشه و با هزار دلخوري از تصميم اشتباهتون ، برميگرديد .
فرضيه دوم :فرض كنيم شما عاشق چالوس هستيد و از ديدن دريا و جاده چالوس هم بي نهايت لذت مي بريد .
1- فكر مي كنيد در بين راه چه اتفاقي مي افته ؟
2- سر پيچ ها شما در چه فكري هستيد؟
3- اگر در بين راه مه بياد چه حالي داريد؟
4- اگر هوا باراني بشه چي ؟
شما در همه حال لذت مي بريد و با خود مي گوييد :
- واي خداي من، چقدر خوبه كه اين امكان رو پيدا كردم برم شمال . عجب پيچ هاي باحالي داره ! عجب منظره هاي باحالي !
- دمش گرم! عجب مه باحالي ! از آخرين باري كه مه رو تجربه كردم يه دو سالي مي گذره.
- آخ خدا جون شكرت ! بوي بارون منو ديونه مي كنه ! يه چايي تو اين هوا چقدر مي چسبه.
- اِه ! چقدر زود رسيدم ! كاش اين راه طولاني تر بود .
همه موانع براي شما لذت آور مي شود و هيچ كس به غير از خدا نميتونه شما رو از رفتن به چالوس منصرف كنه.
وقتي عاشق گلدكوئست باشيد همه موانع لذت آور خواهد بود .
یک اقتصاددان:
خبرگزاري موج - دخالت مجلس و ساير ارگانهاي قانونگذاري در امور مباح عملاً باعث ضربه زدن به پايه هاي جمهوري اسلامي ايران مي شود.
پروفسور حسين باهر يك اقتصاددان درگفت و گو با خبرنگار موج ضمن بيان اين مطلب در خصوص نوع فعاليت شركتهاي هرمي با بيان اين مطلب افزود : به نظر نمي رسد شوراي نگهبان لايحه مصوب مجلس را درمورد ممنوعيت فعاليتهاي بازاريابي شبكه اي تائيد كند .
وي در بيان دلايل اين امر گفت :فعاليت هاي بازاريابي شبكه اي هيچ گونه مخالفتي با شرع ندارد و همچنين بر اساس قانون اساسي هيچ ارگاني حتي مجلس حق ندارد حتي با وضع موجود ، حقوق مشروع افراد را از آنها سلب كند .
پروفسور باهر همچنين تصريح كرد : طبق اين اصل به نظر مي رسد كه شوراي نگهبان مصوبه مجلس را تاييد نكند و بايد گفت كه دخالت مجلس و ساير ارگانهاي قانونگذاري در امور مباح عملاً باعث ضربه زدن به پايه هاي جمهوري اسلامي ايران مي شود.
وي تاكيد كرد : قانون گذاري و ايجاد محدوديت در امور مباح سبب تراشيدن ناراضي مي شود و اين امر به معناي اين است كه در بلند مدت نظام نمي تواند مستقر باشد . قرآن مي فرمايد الملك يبقي مع الكفر و لا يبقي مع الظلم يعني حكومت به كفر مي ماند اما به ظلم نمي ماند .
اين كارشناس در ادامه خاطر نشان ساخت : وقتي كه مجلس با وضع قوانيني نظير ممنوعيت فعاليتهاي بازاريابي شبكه اي به يكباره 1200 نفر يا بيشتر جوانان را كه همه تلاش خود را در گونه اي از فعاليت معطوف ساخته اند ، دچار ناراحتي ، افسردگي و ضرر و زيان مي كند بايد منتظر عواقب بعدي آن نيز باشد كه اين چند صد هزار نفر عملاً رفتار انعكاسي معكوسي را نسبت به مصوبه و نتيجتاً نظام اقتصادي به ايران كنند .
وي با ابراز تاسف اظهار داشت : متاسفانه اينگونه قانون گذاريها باعث رفاه مردم و نظام نمي شود بلكه سبب ضعف و سستي نظام خواهدشد با اين وصف به نظر مي رسد شوراي نگهبان نيز از تاييد اين لايحه مصوب خودداري كند .
شايان ذكر است طبق استفتايي كه از مقام معظم رهبري صورت گرفته فعاليت و انجام هرگونه معامله در اين خصوص حرام اعلام شده است .
منبعwww.mojnews.com خبر گزاری موج
نوشته شده توسط علی
اوپك با عث سرازير شدن ميليونها دلار به سمت كشورهاي نفتي شد به اين معني كه ثروت مبناي توسعه قرار گرفت .
در موج دوم انتقال تكنولوژي به كشور ها فقير فاجعه آميز بود . به اين دليل كه نيروي متخصص كم بود
مجموعه زير چكيده اي از كتاب ‹‹ موج سوم ›› اثر الوين تافلر مي باشد . تافلر دارنده پنج درجه افتخاري در ادبيات وحقوق وعلوم مي باشد و با كتابهاي ‹‹ جابجاي در قدر ت›› ، ‹‹ جنگ وضد جنگ ›› به شهرت رسيد .‹‹موج سوم›› يك اثر تحليلي جذاب جامعه شناسي است .دراين كتاب تافلر با نگرش زيبا وقلم گوياي خود . با ديدي بسيار وسيع به تحليل گذشته ‚حال وآينده فناوريهاي كليدي جهان پرداخته است .وي با مثالهاي فراوان وجامع ‚ به زيبايي مسائل وحوادث را از زواياي مختلف و درقالبهاي متفاوت تجزيه وتحليل و تركيب نموده و اثري را خلق كرده كه هر متفكري را وادار به تفكر وتجديد نظر در نگرش نسبت به جامعه انساني مي نمايد . تافلر به زيبايي ‚ آينده جهان را به تصوير كشيده ومطرح نموده كه چگونه شيوه زندگي ، تجارت وارتباطات بر پايه نيازها و در چهار چوب فن آوريها تغيير خواهد كرد. به عنوان مثال وي دركتاب ‹‹ شك آينده ›› مستقيماًبه سازمانهايي با ساختار مديريت شيكه اي – مانند GQI اشاره نمود وآنها را بررسي وتحليل نمود . بنا براين ميتوان نتيجه گرفت كه ما هم اكنون سوار بر موج تكنولوژي در حال پيشروي به سوي آينده مي باشيم و اگر خود در اين مسير حركت نكنيم ‚در سالهاي آينده بازار هدف و مصرف كشورهاي خواهيم گشت واين تجارت بر ما تحميل خواهد شد بدون آنكه سود اصلي آن عايد ما شود . بنابراين اهميت تحقيق ‚ آموزش ويادگيري براي سوار بودن بر اين موج بسيار زياد و حياتي مي باشد . مجموعه آورده شده در زير به صورت فهرست وار وكلي ‚ نكات مهم وكليدي را مرور كرده است ، د راين مجموعه ، مثالهاي جالب ‚حوادث واقعي وآمارهاي دقيقي كه نويسنده در توضيح وتكميل نظريات وتحليل هاي خود مطرح كرده است . حذف گرديده اند بنابراين اين مجموعه به هيچ عنوان بيانگر تمامي مطالب و مفاهيم عميق عنوان عنوان شده در كتاب نمي باشد ‚ تنها اميدوارم اين مجموعه كوچك بتواند در خوانندگان عزيز و محترم ‚ به خصوص دانشجويان ‚ مهندسين و قشر تحصيل كرده جامعه كه آينده سازان كشور عزيزمان مي باشند‚ احساس تشنگي نسبت به مطالعه اصل كتاب و كتابهاي ديگر اين نويسنده را ايجاد نمايد تا با ديدي باز تر و صحيح تر به ا ستقبال فرداهاي بهتر بروند .
قسمتهاي از ياداشت مترجم .
موج سوم خوانند ه را در گستره اي وسيع از داده ها وعقايد و مسائل تازه قرار مي دهد به نحوي كه او را در تحليل ودرك آنچه در اين جهان آشفته مي گذرد ياري مي كند .
موج سوم بينش ما را نسبت به خودمان و جهان اطرافمان دگرگون خواهد ساخت . جامع نگري خاص نويسنده تركيبي تكان دهنده از همه موضوعات مي باشد كه بنيادي ترين فرضيات ما را متحول مي سازد .
موج سوم بر اين مفهوم بنا شده كه تاريح بشر دو انقلاب (موج)را پشت سر گذاشته . انقلاب كشاورزي وانقلاب صنعتي در آستانه سومين آن ، يعني انقلاب الكترونيك قرار داريم .
خصوصيات موج اول ودوم :
در موج اول زمين مبناي سرمايه – ودر موج دوم طلا وپول موجود د ربانك مبناي آن است انرژي موج اول شامل نيروي عضلاني حيوانات ، خورشيد و باد و.( منابع احيا شدني )ودر موج دوم شامل سوختها ي فسيلي است.)
ابزار ساخته شده در موج اول در جهت افزايش نيروي عضلاني انسان بوده و در موج دوم ماشينها قادر به توليد مثل دائمي ماشين جديد (ماشينهاي توليد ابزار ) بودند و تكنولوژي سنسور كار آنها را دقيق تر كرد .
توليد انبوه دستاورد موج دوم است . درموج اول خانواده به صورت دسته جمعي زندگي وبه صورت يك واحد توليدي كار ميكردند . ولي در موج دوم خانواده ها به تحرك در آمد ند .آموزش وتعليم وتربيت كودكان براي زندگي جديد شكل گرفت و مردها به كار در كارخانه ها پرداختند . طراحي الگوي آموزش وپرورش مبناي ساختار كارخانه اي و براي آموزش جوانان جهت كار د رواحد ها ي صنفي بود . دروس اين دوران شامل اطاعت محض ،وقت شناسي و كار تكراري بود . شركتها ي سهامي براي تامين سرمايه كلان موج دوم با وجودي فنا ناپذير به وجود آمد كه قابل برنامه ريزي بلند مدت بودند براي توليد انبوه د رموج دوم نياز به جريان يافتن انبوه اطلاعات مشهود بود و اين انتقال اطلاعات به صورت شفاهي به صورت پيك يا چاپار امكان پذير نبود بنابراين اداره پست تاسيس وتلگراف وتلفن اختراع شد و براي ا رتباط يك مدير با چندين هزار كارمند رسانه هاي همگاني به وجود آمد. موج دوم باعث شد يكپارچگي نظام خانواده كه در موج اول وجود داشت از هم گسسته شود و در دو جنبه از زندگي افراد (توليد ومصرف )شكاف ايجاد كند توضيح اينكه د رموج اول توليد كنند ه و مصرف كنند ه هر دو خود فرد بود . در موج اول گروه عظيمي مصرف كننده توليدات خود بودند و فقط عده كمي توليد مازاد داشتند ولي در موج دوم با افزايش سقف توليد دو گروه توليد كننده ومصرف كننده تعريف شد وطبيعتاَ بازار براي ارائه كالا وخدمات بوجود آمد . به علت كار اغلب مردان د ركارخانه ها در موج دوم شكافي بين زن ومرد به وجود آمد .
تبعات ومشخصات توليد ومصرف د رموج دوم شامل تعريف جديد ي مثل 1 استانداردكردن 2 تخصصي شدن (كاهش اتلاف وقت ونيز نيروي كمتر در امر توليد ) 3 همزمان سازي (ساعات كار مشخص ،ساعات تفريح مشخص )د ررابطه با همزمان سازي چون زنان داخل خانه كار مي كردند و درك درستي از مفهوم همزماني نداشتند شكاف زن ومرد بيشتر شد 4 تراكم (جميعت شهرها ،كارخانه ،تحصيل د رمدرسه و دانشگاه سرمايه د ر واحد توليد ي و سرمايه گذاري ،صنعت د رشهرهاي صنعتي و……..) 5 انبوه سازي (توليد بيشتر مساوي كاهش قيمت تمام شده است اين امر در مسكن وساير توليد ات اين دوره مشهود است ) 6 تمركز (به معني جمع شدن قدرت از دست مديران ، دولت مركزي ، بانكها و ………) كليه كشورهاي موج دوم ابتد ا قدرت نخبگان موج اول را از بين بردند سپس يك نظام صنعتي ايجاد كردند مثل جنگهاي شمال وجنوب آمريكا يا انقلاب 1917 روسيه 7 ماشين زدگي (به علت ايمان كوركورانه به قدرت ماشين نهادهاي سياسي هم با مشخصات ماشينهاي صنعتي اوليه ابداع شدند.)
ساختار اقتصادي جوامع درموج دوم با تغيير سطح توليد از محلي به ملي افراد را مقوجه جهان بزرگتر كرد نيازهاي جامعه صنعتي به ملي گرايي براي افزايش توليد با عث درك مفهوم دولت ملي براي عامه مردم شد . ملت يعني تركيب دو نظام سياسي واقتصادي منسجم . گسترش راه آهن باعث گسترش قدرت دولت ملي در كسب اطلاعات وقدرت نظامي شد .
تمدن صنعتي نيازمند تغذيه از خارج است تامواد اوليه را تامين كند پس مجبور است ساير كشور ها را درنظام پولي ادغام كند و آن نظام را به سود خود نظارت نمايد . تمدن موج دوم محتاج منابع ارزان دنياي خارج بود در نتيجه براي تامين منابع مورد نياز كشور هاي صنعتي مستمرات بوجودآمدند . معاملات درموج اول به صورت پاياپاي انجام مي شد . بامعرفي طلا و پول اسكناس و ايجاد بانك درموج دوم. جهت وميزان معاملات دستخوش تغيير شد . صندوق بين المللي پول كشورها را مجبور كرد پشتوانه رايج پول خود را طلا يا دلار قرار دهند .
مفهوم زمان در موج اول بصورت دايره اي بود يعني هر روز ياهر سال تكرار مي شد وعجله اي برا ي انجام كارهاي درميان نبود ولي درموج دوم زمان مفهوم خطي پيدا كرد يعني غير قابل بازگشت بود زمان. تقسيم بندي دقيق تري(ثانيه )پيدا كرد و واحدها ومقياسها تعريف شدند . درموج دوم جهان ، مردم ،كهكشان و …… قانونمند وقابل پيش بيني وبرنامه ريزي اند وانسان با دخل وتصرف د رمحيط اطراف به محيط زيست خود آسيب ميزند و ديگر نميتوان به سوختهاي فيسلي اعتماد كرد . تخصصي شدن كارها در موج دوم تجزبه گرايانه بودن به تركيب گرايانه يعني هميشه به دنبال تجزيه به عناصر اوليه بودند .
دو سوم انرژي مصرفي موج دوم از نفت و گاز تهيه مي شد . در موج اول مردم د رمحدوده خود (خانه مدرسه ، كليسا . مزرعه )اطلاعات محدود دريافت مي كردند . د رموج دوم با كمك رسانه هاي جمعي حجم اطلاعات و تنوع وگسترده گي آنها بيشترشد و لي توسط جريانات (خبرگزاريها ودولتها ) تعيين وديكته مي شوند – شاخصهاي معاملات د رموج اول ودوم تفريق است بدين معني يك رابطه الا كلنگي باعت مي شود نفع يكي يا ضرر ديگري همراه باشد . مفهوم بازنده د رموج اول مرگ (كسي كه سرمايه اش – زمين اش – را از دست مي دهد )و درموج دوم اينست كه شخصي پول و طلاي (سرمايه )خود را از دست بدهد. بطور كلي گذشتن از هر موجي به موجي ديگر با مقاومت گروههايي همراه است . گذار موج كشاورزي به صنعت ،مقاومت .زمين داران (دوكها ولردها و……..)همراه بوده است .
واما خصوصيات موج سوم ومقايسه باز هم اجمالي با دو موج ديگر:
انقلاب تكنولوژيك موج سوم باعث ور شكستگي صنايع موج دوم شد . موج سوم نظام اقتصادي سياسي وسرمايه داري خاصي احتياج دارد . علومي كه ستوم اصلي موج سوم ر ا تشكيل مي دهند عبارتند از الكترونيك. كامپيوتر وبيولوژي .. در موج سوم جايگزيني ابزارهاي جديد كم مصرف صورت مي گيرد كه انرژي بهينه مصرف شود . مردم از آغاز در برابر موج سوم به دليل عواقب ناشناخته آن (مثلاً تسلط ماشين بر انسان ) مقاومت مي كنند مانند مبارزات مردم د ربرابر صنعتي شدن ولي اين باز تكنولوژي مهار شده را مي خواهند زيرا مانند قبل فقير بي سواد نيستند . تكنولوژي بايد در تسلط جامعه و در خدمت جامعه باشد . تكنولوژي جديد ،كم مصرف ومنطبق با نظام انرژي جديد ،صنايع پيشرفته با آثار تحت كنترل اجتماعي و زيست بومي وبر پايه دانش در مقياسهاي كوچكتر عمل مي كند .
سپهر اطلاعاتي باعث مي شود كه افراد به ميل خود اطلاعات مورد نظر خود را در زمان دلخواه دريابند و ديگردرمحدوديت مكان و زمان قرار ندارد . افراد وسازمانها اكنون براي شناخت يكديگر به اطلاعات نياز دارندتابتوانند باهم كار كنند و در مقابل هم عكس المعلهاي مناسب دهند د رنتيجه احتياج به اطلاعات بيشتري دارند .
در موج سوم كامپيوتر ها به صورت متمركز نسيتند بلكه توزيع شده وهوشمند هستند . موج دوم در حقيقت قدرت عضلاني ما را افزايش داد ولي موج سوم قدرت مغز وتفكر وتصميم گيري ما را افزايش مي دهد . مسائلي مانند تعريف جديد سوا د و سپهر اطلاعاتي باعث تحول در حافظه اجتماعي مي گردد . در موج سوم در كشورهاي پيشرفته حجم كارگران كمتر مي شود چون اولاَ صنايع معمولي به كشورهاي در حال توسعه انتقال مي يابد ، ثانياً تكنولوژي باعث كاهش استفاده از كارگر وافزايش توليد توسط ربات مي شود. عمده كالا ها در موج سوم سفارشي خواهند بود ود ركشور هاي پيشرفته توليد كالاهاي كليدي باحجم كم ولي تخصصي همراه هزينه پژوهش و تحقيق سنگين انجام مي شود (ميكرو تكنولوژي ،نانو تكنولوژي ، پيكوتكنولوژي ) انبوه سازي با توليد كالا بطور سفارشي ، به علت وجود دستگا ههاي سريعتر وارزانتر قيمت تر ، كمرنگ تر مي شود در موج سوم با مكانيزه شدن كارها، كاهش بروكراسي اداري ،منشي ها در ادارات حذف مي شوند . ماهيت كار دگرگون مي شود يعني كارها ديگر به مكان وابسته نيستند . در هر مكاني شخص مي تواند كارهاي خود را انجام دهد (تكنولوژي ارتباطات و كنترل از راه دور )بنابراين كارها دوباره به محيط خانواده بر ميگردد. فرهنگ خانواده هاي موج سوم شامل افزايش مجردها ، فرهنگ بدون بچه ، وجود خانواده هاي چند والدي است . د رموج سوم انتقال كارها به خانه باعث اشتراك بيشتر زن و مرد در كارهاي هم ودر نتيجه ايجاد صميمت بيشتر مي شود وباعث ادغام و تفكيك ناپذيري زندگي خصوصي وشغلي مي گردد . اگاهي مسئوليت انضباط وخصوصيات لازمهً كار به محيط خانواده كشيده مي شود وبا عشق در ميآميزد. كودكان از بچگي در جريان كارها خواهند بود ومي توانند در كارها پيشرفت كنند .
توليد سفارشي محصولا ت در واقع تلاش شركتها براي دست آموز كردن مشتريها وايجاد نيازهاي كاذب در آنها و در نتيجه سود بيشتر از طريق عرضه كالا هاي گرانقيمت واختصاصي مي باشد .در حقيقت كارها درحال تخصصي ترشدن هستند وافراد فرديت بيشتر ي مي يابند وديگر به راحتي نمي توان كسي را جايگزين كسي ساخت .
تحول محصولات باعث انبوه زدايي مي شود . در موج سوم مفهوم شركتها دو باره تعريف مي شود وشركتها علاوه بر سودآفريني كه تنها وظيفه آنها در موج دوم بود وظيفه دارند در مقابل محيط زيست، مسائل اخلاقي ،سياسي ، نژادي واجتماعي مسئول باشند .
به دليل تغييرات محيط فيزيكي تجهيز نيروهاي اجتماعي ، اطلاعات ، تشكيلات دولتي واخلاقيات ، شركت مجدداَتعريف مي شود . هزينه جديد هر شركت علاوه بر ارائه گزارش مالي درانتهاي هر دوره ،ارائه گزارش اجتماعي نياز داريم . پس به معيارهاو ابزارهاي جديد براي تهيه گزارش اجتماعي نياز داريم
درموج سوم ساعت كار شناور وانعطاف پذير است ،كارمندان براي زندگي خود بهتر برنامه ريزي مي كنند درنتيجه كارآيي افزايش مي يابد كارها اغلب نيمه وقت وشبانه خواهد بود . در موج سوم افراد بيشتر مايل به حفظ شخصيت فردي شان مي باشند و تكنولوژي هم در اين راستا به آنها كمك مي كند . مثل لوازم صوتي وتصويري كه مي تواند برنامه ها ي مورد علاقه را ازآنها انتخاب كرد كامپيوتر نيز امكان ارتباط همزمان وغير همزمان ودسترسي به اطلاعات را ايجاد مي كند . در موج دوم ماشينها همزمان بودند وانسان به قابليت هاي ماشين وابسته بود ولي د رموج سوم شاهد جداسازي زماني ماشين هستيم . (همزماني به اين مفهوم كه مواد اوليه ماشين 2 محصول ماشين1بود )
د رموج سوم توليد ومصرف فراتر از استاندارد است وتوليد ومصرف به صورت سفارشي د رميآيند . در اين موج شاهد عدم تمركز سياست د رمدارس ومديريت خواهيم بود . سازمانها بصورت ماتريسي در مي آيند وهر نفر بيش از يك رئيس دارد به اين مفهوم كه معني رئيس از بين مي رود وهر كس رئيس كار خود است (در موج دوم هر فرد فقط يك رئيس ومسئول داشت )
شركتها ي بزرگ و واحدهاي سياسي تبديل به شركتها ي كوچك متصل به هم مي شوند د رموج سوم براي اينكه بدانيم چه مي خواهيم لازم نيست حتماً متخصص باشيم . موج سوم مفاهيم همشكل سازي ، همزمان سازي، تمركز، پيشينه سازي، تخصص گرايي وتراكم را كه در موج دوم بوجود آمدند متحول مي كند .
در موج دوم ديوان سالاري ، سلسله مراتبي ،دستور پذيري از بالا به پايين برا ي انجام امور تكراري ومشابه لازم بود . ولي در موج سوم راس هرم قدرت كم اهميت تر شده و ديگر لازم نيست اجزا از طريق مركز باهم در ارتباط باشند در موج سوم نظام توليد براي مصارف شخصي شكل گرفته است مثل رواج معالجات ابتدايي توسط خود شخص . د رموج دوم اقتصاد نامرئي تولد يافت (بدين معني كه كالا يا خدمات بدون داشتن دستمزد براي خود شخص يا خانواده اش توليد مي شد مثل كار زنان د رخانه )كه كمتر از اقتصاد مرئي بود . ولي درموج سوم اقتصاد نامرئي بيشتر مي شود (توليد براي معرف شخصي ) انجمن وگروههاي قارچ مانند براي كمك به همديگر در راستاي خود ياري (اقتصاد نامرئي )ايجاد مي شوند . مسائلي مانند گراني وتورم ، در دسترس نبودن متخصص ،تقلب وكلابرداري تعميركاران وافزايش اوقات فراغت باعث رواج فرهنگ>> كار خودت را خود ت انجام بده << مي شود هزينه كارهاي خود كار وماشيني كم و هزينه ها ي كارها وخدمات دستي افزايش مي يابد . انواع كالاها شامل آنهايي كه كارخانه طراح آن است (موج دومي) وكالاهاي كه مشتري طراحي مي كند (موج سومي )كه بسيار سود آور است مي باشد. جنبشهاي خود ياري ،گرايش به انجام كارهاي شخصي وتكنولوژي جديد باعث مشاركت بيشتر مصرف كنند درامر توليد مي باشد . توليد براي مصرف شخصي باعث تعريف مجدد واژه ها ي كا ر ،بيكاري فقر ، رفاه ، و ……. خواهد بود . بازار تبديل به يك ساختار رواني مي شود يعني شيوه اي است براي سازماندهي انسانها وطريقي برا ي تفكر ومنش قوي ومجموعه اي از انتظارات مشترك . د رموج سوم بازار با توجه به توليد براي مصرف شخصي و تكنولوژيهاي ارتباطي براي توليد كنند ه ومصرف كنند ه دوباره تعريف مي شود . د رموج سوم مقياسها ، روابط ، طبيعت ، تئوريها ي موج دوم ونهايتاَ ادراك ما از تكامل وتعريف تكامل دوباره سازي مي شود .
در موج سوم متفكرين با داشتن تكنولوژي ژنتيك خود به طراح تكامل تبديل شده اند يعني مفهوم تكامل از بنياد درحال تحول است . در اين موج پيشرفت بشر برپايه پيشرفت تكنولوژي با ارتقاء سطح مادي نيست درحقيقت پيشرفت يك راه مشخص نيست ومعياركاملي براي مقايسه پيشرفته تر نداريم . اين موج پيشرفت را دو باره تعريف مي كند. شاخص پيشرفت تنوع فراوان وغناي فرهنگهاي بشري است . تعريف دوباره طبيعت تكامل وپيشرفت باعث تعريف دوباره فرضيات بنيادي فضا ، زمان ،ماده وعليت مي شود در موج سوم جامعه گرايي، كل گرايي، ديد سيستمي و يكپارچه ديدن مسائل (بر خلاف موج دوم كه تحليل وتجزيه گر بود )وارتباط علوم مختلف با هم اتفاق مي افتد . همه علوم ومسائل يك كل واحدند وما همه بخشي از يك سيستم واحد طبيعتيم درواقع نوعي عصيان فرهنگي عليه اصول فكري موج دوم با تعريف مجدد مفهوم عليت صورت مي پذيرد. درموج سوم فشار روي دولتها از جهت بالا وپايين شامل تجزيه دولتها به دولتهاي كوچكتر وخود مختار وآزادي خواه و از پايين به بالا شامل جاي گرفتن د رغالب موسسات وسازمانها ي فرا مليتي خواهد بود . از تجارت جديد مرزهاي سياسي برداشته مي شود . جامعه روز به روز متنوع تر و گروهي تر مي شود ونيازهاي فردي ومحلي مهمتر مي شوند . اين تنوع واختلافهاي كه د رنتيجه برخورد يكسان دولت مركزي به همه ايجاد مي شود به قدري كوچكند كه دولت مركزي نمي تواند از همه آنها آگاه شود وبا آنها مبارزه نمايد. برخي مسائل نيز آنقدر بزرگند كه دولت به تنهايي نمي تواندآنها را كنترل كند. مثل اقتصاد به هم پيوسته ،تورم ،سياستهاي پولي ،آلودگي محيط زيست ،……. كه اثرات فرامرزي دارند . حتي فرهنگ در اين دسته جاي مي گيرد . در نتيجه شركتها ي فرامليتي برا ي حفظ منافع خود و فراراز قوانين محلي فعاليتهاي خود را از يك كشور به كشور ديگر انتقال مي دهند. و به دليل داشتن سرمايه زياد وتكنولوژي قادر اند روي دولتها اثر بگذارند . انجمنهاي فرامليتي هم فراوان تشكيل مي شوند مثل گروههاي حامي صليب سرخ . انجمن حقوقدانان . دندان پزشكان و NGO ها و ……
زماني كشورها ي موج دوم به دليل پيشرفت وثروت موفق بودند ولي در اواخر دهه 60 قرن بيست بحران عمومي نظام صنعتي به مرحله انفجار رسيد . اعتصابها ، جنايتها ، از هم پاشيدگي ، مشكلات محيط زيست و بحران انرژي زياد شد . پيش فرض در تمدن موج دوم اين بود كه توسعه. مبناي ثروتمندي است ولي در كشورهاي نفتي تحريم و احتياج به مواد خام گران قيمت وغالباَوارداتي احساس مي شد در نتيجه تكنولوژي جايگزين يا تكنولوژي نيمه پيشرفته براي كشور هاي نيمه فقير ابداع شد (مثلاَ چيزي مابين داس وكمپاين براي جمع آوري محصولات )
موج اول وسوم با هم متجانس ترند تا با موج دوم ، زيرا براي انتقال ازموج اول به سوم احتياجي به صرف نظركردن از فرهنگ وسنت خود نيست در حالي كه شيوه هاي موج سوم باعث خرابي موج سنت وفرهنگ وآداب ورسوم مي شدند. توليد نامتمركز ،اندازه متناسب توليد ،انرژي ها ي احيا پذير ،از شهر بريدن ،كار درخانه دركنارخانواده ،توليد برا ي مصارف شخصي در حقيقت مانند موج اول ولي همراه با تكنولوژي اين موج مشهود است . در موج سوم كامپيوتري كردن اطلاعات به معني شخصي كردن روابط انساني نيست . جامعه جديد به دور يك شبكه شكل خواهد گرفت نه به صورت سلسله مراتبي . يعني همه نهادها د ركنار هم خواهند بود . هر جامعه بايد احساس تعلق فرد به اجتماع را در فرد ايجاد كند تا فرد احساس تنهايي نكند .افراد احتياج به يك زندگي منظم وهدف دارهستند بنابراين نياز به سازمانها يي با هدف كمك به افراد برا ي بهتر زندگي كردن ورفع مشكلات اجتماعي آنها ،به جاي روان درماني وبستري كردنشان احساس مي شود .
كارمندان موج سوم نيازها ي چند بعدي دارند شامل پول ، فاصله كمتر منزل و محل كار ونگهداري از فرزندان و ….. سياست در همه جنبه ها بي ثبات وبدون برنامه مشخص عمل مي كند ودر نتيجه اعتبار حكومتها و طرفداران و راي دهندگان كمتر مي شود مردم فكر مي كنند ضعف سياسي موجود با جايگزيني رهبر فعلي با رهبر ومدير مقتدر حل مي شود . رهبري كه در موج اول موروثي و بدون قانون بود در موج دومبه نخبگان و دانايان داده شد ولي در موج سوم همبستگي .عامل رهبريت است واحتياج به رهبري در مردم بيشتر مي شود . در موج سوم در امر تصميم گيري تسريع صورت مي گيرد چون اطلاعات در زمان كمتري منتقل مي شود و در همه امور نيز تسريع صورت مي گيرد . پس كليه نهادهاي كند موج دومي با يد تسريع شوند .
انبوه زدايي در موج سوم با عث از بين رفتن هم رائي عمومي ودر نتيجه نبود هدف ملي مي شود . اصل اول در نظام سياسي موج سوم. قدرت اقليت است طبقات كم درآمد در موج سوم در اقليت قرار دارند (اين گروه در موج دوم در اكثريت بودند ) تنوع طلبي باعث تبديل اكثريت به اقليت است وباعث پيشرفت ابزار توليد مي شود . افزايش تنوع با عث كاهش تنش و تعارض خواهد بود .(اگر همه يك چيز را بخواهند بر سر آن نزاع رخ خواهد داد ولي اگر هر كس چيزي بخواهد زندگي مسالمت آميز وهمزيستي خواهيم داشت .راي گيري هيچ گاه مشخص نمي كند كه يك اقليت كي احساس خطر مي كند يا كي موضوع برايش اهميت اساسي دارد تا آنجا كه بايد براي نظرياتش اهميت بيش ازحد معمول قائل شد . در جامعه قديم اقليتها فاقد قدرت استراتژيك لازم جهت در هم شكستن نظام اجتماعي بودند ولي در جامعه امروز كه همه اقليتند ديگر اين امر صادق نيست .
د رجامعه موج سومي براي اطلاعات كم عامه مردم بايد كلاسهاي آموزشي در زمينه هاي مختلف براي عموم برپاشود وتصميم گيري بايد از دولت مركزي به اقليتها ( سطوح پايين )يا به شركتهاي فرامليتي (سطوح بالا )منتقل كرد به اين علت كه هر سازمان نهادي تا حد معين مي تواند از اطلاعات استفاده كند وتصميم در ست بگيرد .
منبع گلوکوئست ایران
تهران- خبرگزاري كار ايران
يك عضو كميسيون حقوقي و قضايي مجلس هفتم گفت: مجلس با نام گلدكوئيست مشكلي ندارد و هر شركتي ميتواند در ايران با رعايت قواعد و قانون مصوب مجلس در اين زمينه فعاليت كند .
عزت الله يوسفيان، نماينده آمل در مجلس هفتم با اشاره به سفر قريب الوقوع مديران گلدكوئيست به ايران براي انجام مذاكره و دريافت مجوز فعاليت در كشور به خبرنگار "ايلنا"، گفت: هر شركت خارجي براي سرمايه گذاري بايد مطابق قانون سرمايه گذاري تجارت خارجي مصوب سال1382مجمع تشخيص مصلحت نظام، مقررات قانون كار تامين اجتماعي و قواعد تعيين شده فعاليت كند و فرقي ميان شركت گلدكوئيست و سايرين وجود ندارد و همه ميتوانند در كشور سرمايه گذاري كنند.
وي با بيان اين كه براي سرمايه گذاري هر شركت خارجي، اين شركتها بايد ضمن تنظيم رابطه خود با كارگر و كار فرما , متصديان فروش و دولت از وضعيت هرمي خارج شوند، خاطر نشان كرد: مجلس به اسم و نام گلدكوئيست حساسيت ندارد اگر تصميمي گرفته شد براي از اين پس است و بايد به تمامي موارد گذشته رسيدگي شود.
منبع : خبرگزاري كار ايران
« جوزف بيسمارك» در ورود به ايران بجاي استفاده از هتل، در ويلايي واقع در الهيه تهران اقامت گزيد.
به گزارش سايت خورشيد، بيسمارك كه از وي به عنوان فرشته اقبال شركت هرمي گلدكوئيست نام برده مي شود، با هماهنگي سفارت يك كشور اروپايي در يكي از ويلاهاي منطقه الهيه ( فرشته) ساكن شده است.
در مدت اقامت بيسمارك، سرشاخه هاي اين شركت در ايران در ديدار با وي در مورد ادامه كار خود به گفت و گو پرداختند. بيسمارك نيز با ابراز اميدواري از كسب مجوز فعاليت گلدگوئيست از سوي مقامات ايراني، گفت: در صورتي كه اين مجوز صادر نشود، اين شركت تمهيداتي را براي ارتباط با سرشاخه ها و ارسال مرسوله خود اتخاذ خواهد كرد.
بر پايه اين گزارش، بيسمارك كه دربرخي خبرها از او به عنوان يهودي زاده نام برده شده، يك مسيحي است ليكن ارتباط نزديكي با مقامات رژيم صهيونيستي دارد. وي چندي پيش در سفري به اسراييل در ديدار با وزير فرهنگ اين رژيم گفته است: « همه راهها به تل آويو ختم مي شود!» كه اين گفته، حاكي از اهداف مسوولين گلدكوئيست و گرايش اين شركت به رژيم اشغالگر قدس است.
گفتني است، بسياري از كشورهاي اروپايي با فعاليت اين شركت به دليل شفاف نبودن مراودات مالي و عدم پرداخت ماليات مشخص جلوگيري كرده اند. اين مساله و نيز عدم رغبت مردم اروپا از اين روش تجارت، شركت گلدكوئيست را مجبور ساخته تا فعاليت هاي خود را بيشتر در كشورهايي متمركز كند كه از سيستم مالياتي مناسبي برخوردار نباشند.
فعاليت هاي شركت هاي هرمي چند دهه قبل با فعاليت شركت پنتاگونه آغاز شد و از آن زمان تاكنون فعاليت اين نوع شركت ها در كشورهايي با اقتصاد بيمار و جهان سوم ميليارد ها دلار از اين كشورها خارج كرده و نصيب سرمايه گذاران كلان آن كرده است.
منبع : w w w . K h o r s h i d . i r
بالهاي قدرت : دوستان عزيز،مي بينيد !!!!
يه خبرگزاري ميگه آمدن بيسمارك به ايران دروغه....ديگري ميگه راسته
حال اين يكي ميگه...... ميگن :بيسمارك يهودي زاده است اما مسيحيه!!!!!
تازه يه چيز ديگه هم ميگه: فعاليت گلدكوئست در كشورهاي اروپايي ممنوعه اما!!!!
اين نميگه كه بزرگترين شريك تجاري گلدكوئست بي اچ ماير مينت كشور آلمانه!!!! البته شايد آلمان جزو كشورهاي اروپايي نباشه؟؟؟؟!!!! خدا ميدونه
ديگه گندش ....... در اومده...نميدونن چطوري بنويسن
پايدار باشيد همه كوئسترها -بالهاي قدرت
بورس تهران زياندهترين بازار بورس جهان شناخته شد
خبرگزاري فارس: بازار بورس تهران با كاهش 26 درصدي شاخص سهام خود به عنوان زياندهترين بازار بورس جهان در 12 ماه منتهي به سپتامبر (شهريور) شناخته شد.
به گزارش خبرنگار اقتصادي خبرگزاري فارس، براساس گزارش منتشر شده از سوي فدراسيون جهاني بازار سهام، شاخص بورس تهران در 12 ماه منتهي به ماه سپتامبر (شهريور) با بيش از 26 درصد كاهش مواجه شد كه بدين ترتيب بازار بورس تهران به عنوان زياندهترين بازار سهام جهان در اين مدت شناخته شده است.
به گزارش خبرنگار اقتصادي خبرگزاري فارس، در هفتهاي كه گمان ميرفت تصميمات اقتصادي دولت به بار بنشيند و سهامداران اميدوار بودند كه شاهد روند رو به رشد بورس باشند نه تنها شاخص از 10 هزار واحد فراتر نرفت بلكه امروز با افت نسبتا"شديدي به كمتر از 9هزار و 960واحد رسيد
××××××××خبرگزاری فارس : 09/08/84 ××××××××
با تشكر از اميدك عزيز
منبعB-taem
ای نسیم سحر آرامگاه یار کجاست؟
مدرک دیپلم اینجاست کار کجاست؟
هر کجایی که من این مدرک خود را بردم
پاسخ این بود که آن پارتی پولدار کجاست؟
روز و شب هر دویدم پی همسر گفتند
از برای تو همسر و غمخوار کجاست؟
پدر دختره تا دید مرا با فریاد
گفت: تو بگو اول آن درهم و دینار کجاست؟
خانه در جردن شمران تو چه داری؟ بچه
پُست و عنوان تو یا حجره انبار کجاست؟
1) افکار جايگاهی والاتر از دنيای ظاهری دارند .
چه حقير است و کوچک ، زندگی آنکه دستانش را ميان ديده
و دنيا قرار داده و هيچ نمی بيند جز خطوط باريک دستانش.
در خانه نادانی ، آينه ای نيست که روح خود را در آن به تماشا بنشيند. جبران خليل جبران
2) برنامه ريزي، آوردن آينده به زمان حال است تا بتوانيد همين الآن كاري براي آن انجام دهيد. آلِن لاكِين
3) ميزان كارايي شما هر چه باشد، تواناييهاي بالقوه شما بيشتر از آن است كه تا كنون به فعل درآمده است.خيمز تي. مك كِي
9) هرگاه میخواهید سریعتر موفق شوید باید سرعت شکست خودتان را دو برابر کنید. موفقیت در آن سوی دیوار شکست است.
10) عاشقان راستین ایمان دارند به گنجی دست یافته اند که دیگران از آن بی بهره اند.
11) مادامی که به فردا امیدواری فردا از آن توست.
12) آینده، لوحی است که نوشته نشده است.
دوستان عزیزم ما همه مسلمانیم، جمعیت ما مسلمانها شاید کمتر از ده در صد جمعیت جهان باشد اما تا به حال شده یکی از شما به خاطر این همه آدم که با اسلام مخالفند به دین خودتان حتی ذره ای شک کنید؟
مطمئنا نه،چرا؟ چون به اسلام ایمان دارید و حتی اگر تمام انسان های کره زمین مثلا مسیحی شوند شما یک نفر مسلمان باقی خواهید ماند زیرا به خدا، به حضرت محمد (ص)،به مولا علی وبه تک تک چهارده معصوم اعتقاد دارید و هر گز ذره ای شک به خودتان راه نمی دهید.
البته شاید مقایسه اینها به هم درست نباشد ام می خواهم بگویم این کار ما هم احتیاج به ایمان دارد، اگر شما خود شرکت را می دانید که هست،اگر شما می دانید که با فعالیت کردن شما به شما پورسانت می دهد، اگر شما می بینید که شرکت مانند کوه پشت ما ایستاده است، اگر شما می دانید که دولت چرا مخالفت می کند؟ آیا باز هم از این اخبار منفی که فقط در حد اخبار منفی است، می ترسید؟
دوستان اگر اطلاعات خود را بالا ببرید، در مورد شرکت، وری ساین و . . . . . . . . . . . . ....
ایمان می آورید که پشت تک تک شما به کوه استوار است.
**همواره به خاطر بیاوری که در اوجی معین، دیگر ابری نیست، اگر در زندگیت ابری هست به دلیل این است که روحت آنقدر که باید بالا نرفته است.
نوشته شده توسط علی
نوشته شده توسط علی
!
انرژی دادن به بچه ها!
بالا بردن شوق و اشتیاق وانگیزه دادن به بچه هابرای کارکردن.!
تشویق وتقدیر وتمجید از تازه وارد کار شده اند برای هر کار کوچکی که صحیح انجام می دهند.!
صحبت بیشتر در مورد چهار چوب تعیین شدهبرای افراد تازه ورودی شده و اهمیت دادن به نکات گفته شده در آن با تقدیر از موفقیت افرادی که با رعایت کردن آن به این مهم دست یافته اند،تاکید هر چه بیشتر روی ارزشهای کاری وتبدیل آن موارد به یک چارچوب ارزنده ونظم در آموزش.!
حضور داشتن در کنار کسانی که تازه کار هستند،حمایت از آنها و رفع مشکلات به وجود آمده در جریان آموزشهای انفرادی،نظارت دقیق روی چگونگی پیشرفت کار در آخرین قسمت روی:1)
انتقال آموزش واجرای آن وحضور در کلاسهای جمعی.2)
داشتن ایمان وجدیت روی کار.Paradigm shift 1&2 3)
استفاده کامل از دو تغییر دیدگاه*
مدیران جلسات حتمآ باید قاطع وصریح و رُک صحبت کنند وسعی وتلاش خود را برای قانع کردن افراد برای اجرای این موارد به کار ببرند.*
هر مدیر جلسه حتمآ باید در کلاس آموزشی خود یک کتابخانه کوچک با حداقل سه عدد کتاب داشته باشد.*
مدیران جلسه موظف هستند که یک ربع آخر کلاس را به کنفراس کتاب( به صورت دلخواه) اختصاص دهند ، امٌا کسی حاضر به انجام این کار نشده بود آنها حتمآ باید در جلسات بعد این کار را انجام دهند.*
شکل کلاس به صورتی آست که تمامی اعضاٍ نزدیک به یکدیگر می نشینند و روی مطلبی که در ابتدای کلاس با توافق تعیین شده به صورت یکی یکی و پاراگراف به پاراگراف می خوانند و توضیح می دهند.*
هر مدیر جلسه باید نمونه بارز کسی باشد که با شوق اشتیاق کار انجام داده وانگیزه بالایی برای انجام کار وحضور در کلاس داشته باشدوتمام تلاش خود را برای همراه کردن همه در کلاس بنماید.**
چند نکته پیشنهادی:1)
استفاده از بازی که هر فرد نام کلمه ای را روی یک تکه کاغذ نوشتهوبعد از برداشتن آن را به مدت دو دقیقه در مورد آن بدون وقفه صحبت کند.2)
سوالاتی که از افراد می پرسید وآنها با جواب دادن به آنها حالت صمیمت با جمع کلاس را پیدا می کنند مانند :*
چه شد که وارد این کار شدید ؟*
چه نصیحتی برای کسانی که وارد شده اند دارید ؟*
فکر می کنید مشکلات این شغل چیست ؟*
نظرتان در مورد مخالفاتهایی که با این کار می شود چیست ؟* . . . . . . . . . .
؟*
در هر کلاس آموزش جمعی هر دو هفته یک با در پایان جلسات باید لیستی توسط خود افراد پر شود که در آن هر کس ارزشهای کاری خود را تعیین کرده باشد ، و بعد از جمع آوری توسط مدیران جلسات به لیدر های خود تحویل داده تا همه افراد مجموعه در مشخص کردن ارزشهای کاری دخالت داشته باشند .*
توصــــیه می شـــود که در هر مجــموعه که پدر و مادرها وارد شده اند و در کلاسهای آموزش جمعی حــــضور پیدا نمی کنند ، هر دو هفته یک بار جلسه ای برگزار گردد که همه والدین حضور داشته باشند تا اعضا آشنایی بیشتری با هم پیدا کنند .نوشته شده توسط علی از بچه های کوئستی بجنورد
کارهای لازم برای اعضای جدید
:پس از تحویل گرفتن جزوه و سی دی های آموزشی از کسی که شما را وارد مجموعه کرده است رعایت کردن وتوجه به نکات زیر در موفقیت در این مجموعه بسیار مهم و ضروری است.
الف-آموزش جزوه هشت خشت :
حضور در جلسات آموزشی واجرای آموزشها دقیقا همان طوری که در جزوه موجود بوده وآموزش داده شده وتوجه زیاد به نکات و موارد زیر در طی اجرا لازم وضروری است
.1.
جلسه اول:هدف2.
جلسه دوم:تعهد.تخصیص زمان و نوشتن لیست.*
اینجانب . . . . . . . . . . . تا زمانی که در این سیستم پله های ترقی را طی می کنم و پول در می آورم به کلیه اهدافم اعضای مجموعه اعم از بالا سریها و کلیه کسانی که از طریق من وارد می شوند متعهد می-باشم ودر این سیستم مانند هر کار دیگری هر روز . . . . . . . ساعت وقت صرف می کنم. امضاء . . . . . . . . .3.
جلسه سوم:دعوت کردن ومعرفی:*بعد از تائید فراگیری دو مطلب لازم(سه نکته پرزنت وسه نکته بعد پرزنت)برای برگزاری جلسه معرفی.هر کس موظف به دعوت و معرفی کار تنها ونتها به دو نفر بوده واین دو نفر فقط وفقط باید از اقوام درجه یک انتخاب شده باشند.
***تذکر:معرفی به افراد بعدی مشروط به وارد کردن یکی از دو نفر مذکور است***
4.جلسه چهارم:پیگیری ومشورت با لیدر:
*پیگیری فقط وفقط به صورت یک در همراه با بالا سری و در حضور خود طرف پر قدرت و رو در رو انجام می گیرد وبعد از گرفتن تعهد کتبی از افرادی که نمی خواهند وارد شوند و کسانی که می خواهند وارد شوند برای خرید کردن در تاریخی معین فرد می تواند وارد مرحله بعدی شوند.
*هر فرد موظف بوده تا کلیه مسئولیتهای مجموعه خود را به عهده گرفته و افراد فقط و فقط باید با بالا سری مستقیم خود در ارتباط باشند.
ب
-آموزش سی دی های آموزشی:5.جلسه پنجم: آموزش هشت دلیل شکست:
1.جدی نگرفتن
2.
شک داشتن3.
وقت صرف نکردن4.
تمرکز نداشتن5.
فکر می کنند سریع پولدار شوند6.
یاد نداشتن کار7.
فقدان آینده نگری8.
بینش نداشتن*
توصیه می شود افرادی که در قسمت اول ضعف دارندهیچگونه فعالیتی نداشته باشند تا مشکل وضعف آنان در طی زمان با تلاش لیدرشان حل گردد.: Paradigm shift6.
جلسه ششم: سی دی*
هر کسی در طی آموزش گرفتن و اجرای آن و آموزش دادن موظف به اجرای درونی دو تغییر دیدگاه بوده واستفاده از دایره نفوذ پذیری (فامیل)و فراموش کردن خود در راستای اهداف زیر مجموعه ها.Start
وCaddy7.جلسه هفتم: سی دی های*
این قسمت از آموزش برای افرادی توصیه می شود که حد اقل یک زیر مجموعه دارند.ج
-نکات ضروری برگزاری کلاسهای جمعی:*تعداد جلسات وساعات آن بسته به توافق کسانی که در کلاس حضور دارند مشخص شود.
*بازده نفرات کلاس بین 6 تا 12 نفر است.
*کسی که در کلاس بالاترین تعادل وتعداد زیر مجموعه را دارد لیدر کلاس وگرداننده آن به حساب می آید.
*همه کسانی که در کلاس شرکت دارند موظف هستند برای بالا بردن نظم کلاس راس ساعت در جلسات حضور داشته باشند در غیر این صورت جریمه هایی برای آنها در نظر گرفته شود. به عنوان مثال 500 تومان جریمه شوند و برای کلاس بعد از جمع شدن توسط مدیر جلسه کتاب تهیه شود.
*در هر جلسه یک ربع آخر کلاس به کنفرانس کتاب اختصاص دارد.
*هر کس در کلاس حضور داشته باشد باید سه کتاب سیستم را مطالعه کرده باشد.
*کلیه پرزنتها در کلاس آموزش جمعی لغو می باشند.
*مطالب مورد بحث وگفتگو در هر جلسه توسط خود نفرات با مدیریت لیدر کلاس تعیین ومشخص می شود
*
هر کلاس آموزشی جدا از جلسات مشخص شده. موظف بوده جلسه را برای تفریح در فضای باز تشکیل دهند وهر کسی برای حضور حتما باید یک پیگیری را همراه خود بیاورد.
نوشته شده توسط علی از بچه های کوئستی بجنورد.به امید پیروزی شما
Cry off for ship the product
Hello dear GQI
Please send my product as soon as possible to my shipping address.
Thereinto I am know may to accrue the duty there.
Thanks
Afghanistan Address& letter text:
Dear GQI
Please change my shipping address to the new one.
(Contact person: Mohammad Esmatian)
Address: Dard khosh Sqr. Bad morghan Str.
Right hand around. Sultan khan garage porze forrshi.
Contact E-mail:
monsorr@afghanestan.comTel: 0093408152)
Thereinto I am know may accrue the duty there.
Thanks.
نوشته شده توسط علیدر روانشناسی انسانها از نظر روحی یا روانی و رفتاری تقسیم بندیهای گوناگونی دارند. شاید داشتن اطلاعاتی درباره این تقسیمات بتواند در درجه اول شناخت مناسبی از درون خویش به ما عرضه کند و در مراحل بعدی توانایی شناخت افراد دیگر را بدست آورده و شرایط یک ارتباط مفید و موثر را فراهم کند. در چنین حالتی است که به سوی تعالی روان٬ تفکر و همچنین درک وضعیت شخصی افراد در اجتماع میتوانیم گام برداریم. در واقع فهم و دانش این مطلب گویشی بسیار عمیق و قدرتمند در وجودمان ایجاد میکند که از تاثیرات مثبت آن میتوان به آرامش درونی٬ بهبود روابط افراد و تاثیرگذاری هوشمندانه در دیگران اشاره کرد.
یکی از ساده ترین و جامع ترین تقسیمات ارائه شده چهار وضعیتی است که در پی می آید:
وضعیت اول:
من خوب نیستم٬ دیگران هم خوب نیستند:
انسان در این وضعیت از نظر روانی و روابط اجتماعی بسیار متزلزل میباشد. فرد در این حالت احساس خوبی نسبت به خود و دیگران ندارد٬ خود را انسانی ناتوان٬ برون ثمر و بیهوده و همچنین تنها حس میکند و چون دیگران را نیز خوب نمیداند دچار انزوا در روابط٬ بدبینی و عدم اعتماد به دیگران میگردد. منزوی شدن و در خود فرو رفتن٬ نداشتن اعتماد به نفس٬ احساس سرخوردگی و ناموفق بودن و همچنین ترس از بارزترین نشانه های این افراد میباشد.
وضعیت دوم:
من خوب نیستم٬ دیگران خوب هستند:
انسان در این وضعیت دچار حقارت و خود کم بینی میگردد. احساس عمیق ناتوانی و کوچک بودن در مقابل دیگران٬ اعتماد به نفس و روحیه فرد را نابود ساخته و سبب میگردد تا شخص همواره وابسته و متکی به افراد باقی بماند.
یکی از خصوصیات این افراد ریاکاری است زیرا باید به دیگران که خوب هستند٬ با تظاهر نشان دهد که من نیز خوبم.
وضعیت سوم:
من خوب هستم٬ دیگران خوب نیستند:
انسان در این وضعیت دچار حس غرور و خود بزرگ بینی میگردد. این اشخاص معمولا از اعتماد به نفس بالایی برخوردارند و چون دیگران را خوب و لایق نمیدانند٬ سعی میکنند کارها را انفرادی انجام دهند. این افراد به دلیل نداشتن حس خوب نسبت به دیگران٬ همواره با شک و تردید و عدم اعتماد متقابل روبرو هستند.
از بارزترین خصوصیات این اشخاص٬ کبر و غرور و از بالا نگاه کردن به دیگران است.
وضعیت چهارم:
من خوب هستم٬ دیگران هم خوبند:
انسان در این وضعیت دارای بهترین حالت روحی و روانی نسبت به خود و دیگران است. شخص در این حالت دارای اعتماد به نفس و قابلیتهای فردی بسیاری است و از نظر درونی٬ آرامشی لذت بخش دارد و از آنجا که دیگران را نیز خوب میداند٬ توانایی برقراری ارتباط سازنده با آنها را دارد. از بارزترین خصوصیات این افراد کمک کردن به خود و دیگران جهت تحقق اهداف است. متعادل ترین حالت روحی و روانی٬ در این وضعیت یعنی وضعیت چهارم یا آخر وجود دارد و همه ما باید پس از شناخت صادقانه شخصیت خویش به سوی این وضعیت حرکت کرده و سپس تلاش کنیم تا در وضعیت آخر بمانیم و از زندگی لذت ببریم.
منبع: مجله همه چیز http://www.hamehchiz.com
تو چون خود كني اخترخويش را بد مدارا زفلك چشم نيك اختري را
شكسپير گفته است دنيا صحنه است و ما بازيگران آن هستيم . اگر اين حرف درست باشد،ما نسبت به بازيگران بسيار خوش اقبال تريم ، چرا كه مي توانيم نقش خود را به دلخواه تغير دهيم و نمايشنامه ديگري براي خود بنويسيم.نمايشنامه اي نيست كه دست و پايمان را ببندد ، و نبايد تقدير خود را محتوم بدانيم. در واقع هنگام به پايان رساندن اين كتاب بايدبراي بقيه زندگي خود تقدير جديد و مثبت تري بنويسيم .
ولي قبل از اين كار بايد :
1-پي ببريد كه چرا از لحاظ مالي آنقدر كه مي خواهيد موفق نبوده ايد
2-از پيش پا برداشتن موانع را يادبگيريد
3-چند شگرد ساده كسب پول را به كار ببريد
4-تصوير بهتري ازخودو زندگيتان بسازيد تا بتوانيد از ثروتي كه كسب كرده ايد لذت برده ، زندگي موفقي داشته باشيد.
هرچه نسبت به آنچه واقعا مي خواهيم آگاهتر شويم و بيشتر بدانيم كه چگونه قواي خود را به كار گيريم و پي ببريم كه براي دستيابي به زندگي شادتر و سالمتر و موفقتر چه مقدار آزادي داريم ، بهتر مي توانيم تقدير خود را از نو رقم بزنيم و زندگي خود را با انتظارات خود از زندگي منطبق تر كنيم .اين شما هستيد كه سرنوشت خود را مي سازيد ، پس سرنوشتي طبيعي و مثبت براي خود بسازيد تا بتوانيد بيش از پيش بر زندگي خود تسلط پيدا كنيد.
فرستنده : امير رضا
منبع : گروه b-team
با اجازه
کسی که به من اعتماد میکند از کسی که مرا دوست دارد گامی فراتر است.
بازاریابی شبکه ای برگرفته شده از بهترین نوع تجارت است و قادر است فرصتهای مناسبی برای مردم٬ حتی آنهاییکه بیسواد یا سطح تحصیلاتشان پایین است٬ ایجاد نماید تا به امنیت مالی مطمئنی برسند. بازاریابی شبکه ای راه حل مناسبی برای رسیدن به آرزوهایتان است. در اینجا هیچ سقفی برای محدود کردن فعالیت بانوان تعیین نشده و هیچ تبعیض یا برتری از لحاظ جنسیتی وجود ندارد. در این نوع تجارت مقدار درآمد حاصله و مقدار زمانی که برای رسیدن به آن میزان درآمد میگذارید در نهایت بستگی به خود شما دارد.
معجزه بازاریابی شبکه ای در این است که هر کس در این تجارت موفق میشود به شرطی که نحوه انجام صحیح آنرا آموخته و با سازماندهی کار خود را پیش ببرد.
اگر به چهار مرحله زیر پایبند باشید کارتان را راحتتر انجام خواهید داد:
- تجارتتان را بخوبی بشناسید.
- همیشه مثبت باشید.با سایر افراد راجع به تجارتتان صحبت کنید. در مورد کاری که میکنید احساس غرور نمایید.
- افراد را وارد این تجارت کرده به آنها کمک کنید و نشان دهید که چگونه قدم به قدم به سودآوری در کارشان نزدیک شوند.
- موفقیتی که در اثر انجام این کار عایدتان میشود را رها نکنید و در نهایت کنترل امور را بدست بگیرید.
اکنون به بررسی روشی ساده برای بازاریابی شبکه ای می پردازیم.
- برنامه ریزی کنید و هر روز مطابق برنامه خود عمل نموده و به یاد داشته باشید که با برنامه قدرت شما بیشتر میشود.
- بر برنامه ای که میریزید ثابت و پابرجا باشید.
- دقیق فکر کرده و از هوش سرشارتان استفاده کرده و همیشه با مثالهای موجود پیش روید.
با افراد بقدری کار کنید که به اهداف سودمندشان برسند. تحرک و شهامت را در خود ایجاد کنید تا بتوانید گامهای موثری برای تجارتی سودآور بردارید. اهداف خود را بنویسید. اگر اینکار را نکنید نخواهید توانست مقصد خود را تعیین کنید. وقتی اهدافتان را مینویسید و هر روز آنها را میخوانید آن اهداف در مغزتان جای خواهند گرفت. اگر خوب و صحیح کار کنید قطعا ثروتمند خواهید شد. پول تنها نصیب کسانی میشود که در کنار برنامه ریزی خود کار هم بکنند. خوشبختانه برای انجام اینکار احتیاج به خرید دفتر کار و وسایلش ندارید. وقتی کارتان را آغاز کنید حتی آشپزخانه شما میتواند دفتر کارتان شود. کلید موفقیت استفاده از تجربه و حرکت به سمت هدف است.
به یاد داشته باشید که همه افراد به محض صحبت در این باره جذب این تجارت نخواهند شد چون افراد بسیار کمی توانایی ذهن خوانی دارند. بهترین راه برای فهم اینکه مردم به چه فکر میکنند و به چه نیاز دارند برقراری ارتباط دوستانه و پرسیدن سوال از آنهاست. انجام این تجارت بسیار ساده است چرا که بعد از یک دقیقه توضیح از آنها می پرسید که آیا مایل هستند اطلاعات بیشتری در این مورد کسب کنند یا خیر؟ اگر اطلاعات بیشتری از شما خواستند به سوالاتشان پاسخ دهید. برای دادن جوابهای بهتر میتوانید از بالاسریهایی که حرفه ای تر هستند کمک بخواهید.
معمولا باید در جستجوی افرادی باشید که به شما "بله" بگویند. البته اگر "نه" شنیدید دلسرد نشوید چرا که بیشتر مردم در جواب همه چیز میگویند نه!
پیگیری: یکی از روشهای موجود برای جذب افراد به این تجارت داشتن پیگیری است. در وعده های یک دقیقه ای اطلاعات لازم را به مردم بدهید و بارها و بارها با آنها صحبت کنید. در هنگام صحبت کردن٬ برای اینکه بفهمید به چه چیز علاقه دارند٬ یادداشت برداری نمایید. به این مسئله عادت کنید که از خود بپرسید: "چطور میتونم بهش کمک کنم؟"
در این نوع تجارت نباید راجع به مردم پیش داوری کنید.چون اغلب آنها تفکری ابتدایی و بچه گانه در مورد تجارت و روش موفقیت خود دارند. شرکای خود را انتخاب کنید. شرکای شما باید به دنبال ایجاد تجارتی سودآور باشند. قرار نیست شما تمام جمعیت زمین را عضو این تجارت کنید. شما تنها باید به دنبال دو نفر باشید که هر کدام کارتان را تکرار کنند. این افراد پایه گذار تجارتتان هستند که همیشه تشنه آموزش کارشناسانه اند چرا که میخواهند تجارتی قوی بنا کنند. آنها ارزش آموزش کارشناسانه را میدانند. آنها نیاز به یک مربی زبده دارند تا به ایشان آموزش داده و آنها را در راه رسیدن به موفقیت هدایت کنند.

منبع: مجله همه چیز http://www.hamehchiz.com
در روانشناسی انسانها از نظر روحی یا روانی و رفتاری تقسیم بندیهای گوناگونی دارند. شاید داشتن اطلاعاتی درباره این تقسیمات بتواند در درجه اول شناخت مناسبی از درون خویش به ما عرضه کند و در مراحل بعدی توانایی شناخت افراد دیگر را بدست آورده و شرایط یک ارتباط مفید و موثر را فراهم کند. در چنین حالتی است که به سوی تعالی روان٬ تفکر و همچنین درک وضعیت شخصی افراد در اجتماع میتوانیم گام برداریم. در واقع فهم و دانش این مطلب گویشی بسیار عمیق و قدرتمند در وجودمان ایجاد میکند که از تاثیرات مثبت آن میتوان به آرامش درونی٬ بهبود روابط افراد و تاثیرگذاری هوشمندانه در دیگران اشاره کرد.
یکی از ساده ترین و جامع ترین تقسیمات ارائه شده چهار وضعیتی است که در پی می آید:
وضعیت اول:
من خوب نیستم٬ دیگران هم خوب نیستند:
انسان در این وضعیت از نظر روانی و روابط اجتماعی بسیار متزلزل میباشد. فرد در این حالت احساس خوبی نسبت به خود و دیگران ندارد٬ خود را انسانی ناتوان٬ برون ثمر و بیهوده و همچنین تنها حس میکند و چون دیگران را نیز خوب نمیداند دچار انزوا در روابط٬ بدبینی و عدم اعتماد به دیگران میگردد. منزوی شدن و در خود فرو رفتن٬ نداشتن اعتماد به نفس٬ احساس سرخوردگی و ناموفق بودن و همچنین ترس از بارزترین نشانه های این افراد میباشد.
وضعیت دوم:
من خوب نیستم٬ دیگران خوب هستند:
انسان در این وضعیت دچار حقارت و خود کم بینی میگردد. احساس عمیق ناتوانی و کوچک بودن در مقابل دیگران٬ اعتماد به نفس و روحیه فرد را نابود ساخته و سبب میگردد تا شخص همواره وابسته و متکی به افراد باقی بماند.
یکی از خصوصیات این افراد ریاکاری است زیرا باید به دیگران که خوب هستند٬ با تظاهر نشان دهد که من نیز خوبم.
وضعیت سوم:
من خوب هستم٬ دیگران خوب نیستند:
انسان در این وضعیت دچار حس غرور و خود بزرگ بینی میگردد. این اشخاص معمولا از اعتماد به نفس بالایی برخوردارند و چون دیگران را خوب و لایق نمیدانند٬ سعی میکنند کارها را انفرادی انجام دهند. این افراد به دلیل نداشتن حس خوب نسبت به دیگران٬ همواره با شک و تردید و عدم اعتماد متقابل روبرو هستند.
از بارزترین خصوصیات این اشخاص٬ کبر و غرور و از بالا نگاه کردن به دیگران است.
وضعیت چهارم:
من خوب هستم٬ دیگران هم خوبند:
انسان در این وضعیت دارای بهترین حالت روحی و روانی نسبت به خود و دیگران است. شخص در این حالت دارای اعتماد به نفس و قابلیتهای فردی بسیاری است و از نظر درونی٬ آرامشی لذت بخش دارد و از آنجا که دیگران را نیز خوب میداند٬ توانایی برقراری ارتباط سازنده با آنها را دارد. از بارزترین خصوصیات این افراد کمک کردن به خود و دیگران جهت تحقق اهداف است. متعادل ترین حالت روحی و روانی٬ در این وضعیت یعنی وضعیت چهارم یا آخر وجود دارد و همه ما باید پس از شناخت صادقانه شخصیت خویش به سوی این وضعیت حرکت کرده و سپس تلاش کنیم تا در وضعیت آخر بمانیم و از زندگی لذت ببریم.
منبع: مجله همه چیز http://www.hamehchiz.com
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|